تبليغاتX
---++ همه چیز در مورد هری پاتر ++---

---++ همه چیز در مورد هری پاتر ++---

جدیدترین اخبار و عکس ها و ویدئو ها و ... از هری پاتر

عکس و خبر

اینم چند تا عکس جدید از بازیگرای فیلم برای یاسی خانوم که دوست خوبم هرمیون تو بلاگ محشرش گذاشته بود:

پوستر رون و فلور  ***  پوستر هری و مودی  ***  پوستر سدریک و چو  ***  پوستر هرمیون و کروم

و یه سری عکس جدید از بازیگرای فیلم رو هم میتونید اینجا ببینید.بالای صفخه چند تا عدد هست.برای دیدن کل عکس ها روی شماره ی بعدی کلیک کنید.امروز تو همین پستم بازم عکسای جدید میذارم.منتظر باشد.

عکسی از خانم رولینگ و جینی و هرمیون  ***  پروفسور مک گونگال با یه نفر دیگه  ***  جینی و هرمیون  ***  مالفوی و مادرش  ***  خانم رولینگ و شوهرش  ***  رون و اسنیپ  *** مطلبی از یک مجله ی خارجی در مورد هری پاتر

یه سری عکس و مشخصات از بانی رایت بازیگر نقش جینی ویزلی رو میتونید اینجا ببینید.

وقتی داشتم عکس بازیگرای فیلم های هری پاتر رو میدیدم چشمم خورد به بازیگر نقش پیوس(بدعنق)! در حالی که اصلا ما تو ۳ تا فیلم قبلی ندیده بودیمش...به هر حال اسم ایشون ریک مایال هستش و عکسشو میتونید اینجا ببینید.

بچه ها من هرچی گشتم نتونستم ایمیل همه ی بازیگرای هری پاتر رو پیدا کنم ولی ایمیل ۲ تاشون رو گیر آوردم.این ایمیل روپرت گرینت بازیگر نقش رون هستش: Rupert@rupertgrint.co.uk و اینم ایمیل وارویک دیویس بازیگر نقش پروفسور فلیتویک: fan.mail@warwickdavis.co.uk آقای دیویس یک سایت اختصاصی هم دارن که میتونید با کلیک کردن در اینجا ببینید.


هنرهاي زيبا الهام بخش بازي ويدئويي هري پاتر

مناظر نقاشي شده توسط گروهي از هنرمندان قرن 19 آمريكا منشا الهام مناظر بازي ويدئويي جديد هري پاتر شد. به گزارش بخش خبر سايت IRITN ، مدرسه هارسون ريور بدليل تصاوير باشكوهي كه از سرزمين هاي آمريكا با استفاده از عناصر نور براي دادن حالت اغراق آميز به صحنه ها كشيده است مشهور است. از اين صحنه ها براي نورپردازي بازي هري پاتر و جام آتش استفاده شده است. بازي هري پاتر قرار است همزمان با فيلم سينمايي آن روز 11 نوامبر منتشر شود. هري پاتر و جام آتش چهارمين كتاب آقاي رولينگ است كه هري در آن براي مبارزه در يك تورنمنت TriwiZard انتخاب شده است. الكس لورنت، كارگردان هنري اين بازي گفت: « علم زيباشناختي روز به روز در حال گسترش است، مخاطب اولين بازيها نوجوانان بودند از اين رو بازيها بايد همواره با فيلم آن عرضه مي شد.» اما در بازي هري پاتر بعضي از موجودات هستند كه در فيلم از آنها استفاده نشده است. ظاهر اين موجودات زاييده تخيلات تيم طراحي است كه از توضيحات كتاب رولينگ الهام گرفته اند. به گفته آقاي لورانت هدف اصلي اين بازي نشان دادن سحر و جادو و دادن اين احساس به بازيگران است كه آنها در حال كنترل اين سحر و جادو هستند.»

منبع: IRITN

متن خبر: هاگوارتز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 شهریور1384ساعت 15:8  توسط فراز  | 

سوتی

سلام بچه ها...دیشب که داشته کتاب هری پاتر و محفل ققنوس با ترجمه ی زیبای خانم اسلامیه رو دوره میکردم به نکته ای برخوردم که به نظرم جالب توجه بود....زمانی که هری و بقیه تو پناهگاه هستند خبر ارشد شدن رون بهشون میرسه...هری هم کمی ناراحت میشه ولی به خودش دلداری میده و میگه من فقط در دنیای خارج از رون بهترم ولی تو درس خیلی عقبم...و این در حالیه که ما هر وقت رون و هری رو تو یه کلاس میبینیم همیشه شاهد این هستیم که رون همیشه از هری عقبه و با کمک هرمیون تکالیفشو انجام میده...ولی اینم یه خورده بی انصافیه...ولی به هرحال...نظر شما چیه؟


کتاب هری پاتر و شاهزاده ی نیمه اصل ترجمه ی آقای نوراللهی رو میتونید از اینجا خریداری کنید.و کتاب هری پاتر و شاهزاده ی ۲رگه ترجمه ی خانم اسلامیه رو میتونید از اینجا بخرید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 17:3  توسط فراز  | 

چندین ترجمه متفاوت از شاهزاده در ایران

یک سایت خبری انگلیسی هری پاتری شب یکشنبه گزارشی رو از فروش و چاپ کتاب و استقبال ایرانیان از کتابهای هری پاتر در ایران رو بروی سایت برد.خب به طبع هر جا که نام ایران وایرانی بیاد مایه افتخار و خوشحالی همه ما ایرانیان هست اما متاسفانه باری دیگر شاهد گزارشی از طرف سایتهای خبری در خصوص رعایت نکردن قانون و بی قانونی در حق کپی رایت در کشور ایران رو شاهد هستیم.متن ترجمه شده این گزارش رو در زیر بخوانید:

"ما اوایل همین ماه در سایت ویزارد نیوز از ایران گزارش دادیم که نسخه ترجمه فارسی کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه در ایران منتشر و در میان مردم ایران قرار گرفت.حالا ما همگی میدانیم که نسخه ارائه شده کاملا قانونی و اصیل نسخه فارسی کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه در ایران بوده یعنی حق کپی رایت برای همین نسخه بوده.اما ما الان در ایران مطلع شدیم که اون نسخه ای که در اوایل گزارش داده بودیم که قانونی و حق کپی رایت رو داشته ناقص و ناتمام همراه با سانسور بوده , یعنی فقط نیمه و جلد اول این کتاب بوده وهمچنین اولین نسخه ترجمه شده به فارسی نبود در حقیقت نسخه ترجمه شده به فارسی با ترجمه محمد نوراللهی توسط نشر بهنام زودتر و قبل از نسخه قانونی و دیگر نسخه های ارائه شده وارد بازار شده.

ترجمه نسخه فارسی هری پاتر و شاهزاده دورگه توسط نشر بهنام در تاریخ 14 اگوست در همین تاریخ منتشر شد یعنی فقط 1 ماه از انتشار کتاب هری پاتر نسخه انگلیسی گذشته که ترجمه این اثار در ایران به بازار آمده . دیگر ترجمه ها نیز در همین ماه وارد بازار ایران شده."امیدواریم که دیگه شاهد اینگونه بی قانونی در امر کپی رایت نباشیم که این بی قانونی ها در سایتهای خبری منتشر بشه که معنی جز بی قانونی در امر کپی رایت رو نداره.

متن کامل خبر

منبع: جادوگران

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 13:8  توسط فراز  | 

بوسه ی دیوانه سازها

در آخر کتاب پنجم ٬ خانوم اسلامیه متنی رو نوشتن که قسمت آخر این متن بسیار زیباست:

امیدوارم همه کسانی که از لذت خواندن کتاب های مجموعه هری پاتر بهره مند می شوند توجه داشته باشند که گرچه <جادوگری> به معنای انجام کاری معجزه آساست که به ظاهر همگی قادر به انجام آن نیستند٬ با ندکی توجه به جهان پیرامونمان به راحتی می توانیم جادوگران و ساحره های فراوانی را مشاهده می کنیم که با جادوی اراده٬ افسون پشتکار و بهره مندی از نیروهای سحرآمیزی چون عشق و صداقت دست به اعمال  خارق العاده ای می زنند که از جادوهای افسانه ای بس ارزشمند تر ٬ با شکوه تر است و همواره بی خردانی چون ولدمورت و مرگ خوارانش را به خشم می آورند.فراموش نکنیم که خون جادوگری همان نیروی والا و ارزشمندی است که در ابتدای آفرینش در کالبد تک تک ما دمیده شده  و ما را از قدرتی لبریز ساخته که با آن می توانیم کوه را به لرزه در آوریم.به یاد داشته باشیم اولین نامه ای که از هاگوارتز به دستمان می رسد کلام خوش آوای اولین کسی است که ما را از نیروی شگفت انگیز درونمان  آگاه می کند.از یاد نبریم در درونمان هاگوارتزی وجود دارد که در آن می توانیم  به پرورش این نیروی ارزشمند درونی بپردازیم و بدانیم که چوب دستی ما دست همت ماست و ورد ما کلام معجره گرمان پس:

تا عشق و امید هست چه باک از بوسه دیوانه سازان؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 شهریور1384ساعت 0:59  توسط فراز  | 

تقويم ماه

دوستان علاقمند به هری پاتر! تقویم ماه مهر هری پاتری را میتوانید از لینک زیر دریافت کنید.(برای بک گراوند جالبه!)

لینک دریافت

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 21:47  توسط فراز  | 

تاريخ تولد شخصیتهای هری پاتر

دابی : 28 ژوئن
لرد ولدمورت : 31 دسامبر 1936
هرمیون گرنجر : 19 دسامبر 1979
دراکو مالفوی : 5 ژوئن 1980
هری پاتر : 31 جولای 1980
رون ویزلی : اول مارس 1980
جینی ویزلی : 11 آگوست 1981
بیل ویزلی : 29 نوامبر 1971
چارلی ویزلی : 12 دسامبر 1973
فرد ویزلی : اول اوریل 1978
جرج ویزلی : اول اوریل 1978
پرسی ویزلی : 22 آگوست 1976
فلیت ویک : 17 اکتبر
هاگرید : 6 دسامبر 1928
رموس لوپین : 10 مارس 1960
مک گونگال : 4 اکتبر
آرتور ویزلی: 6 فوریه
سوروس اسنپ : 9 ژانویه 1960
نویل لانگ باتم : 30 جولای 1980
پومونا اسپروت : 15 می

منبع: مجله ی سینمای روز

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 21:43  توسط فراز  | 

مصاحبه با روپرت گرینت

دوستان او می گویند او آدمی فریبکار و خیلی هم تنبل است.او در حال حاضر مشغول خواندن فصلهای پایانی کتاب فرمان ققنوس است و هنوز آن را تمام نکرده است.خوب حالا مصاحبه با Ron :


1.چه چیز باعث شده موهات رو بلند کنی، آیا عقیده یا دگرگونی ای باعث این امر شده؟

هیچ چیز، تنبلی باعث این امر شده (صدای خنده).پس از پایان فیلمبرداری زندانی آزکابان، من قصد داشتم به آرایشگاه بروم ولی وقتی تولید کنندگان مدل موی من را دیدن، گفتن که این مدل مو را نگه دار، زیرا آنها فکر می کنند که در جام آتش با این مدل مو به شخصیت رون نزدیکترم.این تصمیم خوبی است، و من از آن موقع علاقه مند شدم که موهایم را کوتاه نکنم.


2.آیا وقتی Daniel Radcliffe به سر صحنه میره،و شما پشت ضحنه هستید، به او احساس حسادت می کنید؟

نه،اصلا، اتفاقا من آرزو دارم که اون بره و دیدن فیلم از پشت صحنه برایم لذت بخشه.برای مثال:مثلا سر صحنه سنگ جادو وقتی هری بر روی صحنه بود از ما پذیرایی می کردن و من، هم می خوردم و هم فیلم تماشا می کردم که ناگهان سر یک صحنه هیجان زده شدم و صدای عجیبی از خودم در آوردم که فکر کنم همه مشکل شنوایی پیدا کردن و این غیر قابل تحمل بود.(صدای خنده)


3.اگر شما می توانستید نقش دیگری در فیلم هری پاتر انتخاب کنید، چه نقشی بود؟

مالفوی، من علاقه داشتم در نقش مالفوی باشم، زیرا بازی کردن در نقش او لذت بخشه و همچنین شما میلیونها تماشاچی دارید که از شما بیزارند(صدای خنده)


4.و...، معمولا از کدام گونه نقشها خوشت می یاد در فیلمها بازی کنی؟

به غیر از نقش رون تمایل زیادی دارم...، به عنوان مثال تمایل دارم نقش یک دیوانه که علاقه زیادی به کشتن مردم داره (صدای خنده).اما من توانایی همچین نقشی رو ندارم و برای این نقش هنوز جوانم.


5.دلت میخواد Ron در کتاب بعدی هری پاتر چه آینده ای داشته باشه؟

من امید وارم او فینالیست کوییدیچ بشه.من صحنه های بازی کوییدیچ Daniel Radcliffe بارها دیدم و همیشه می گم سخترین صحنه های فیلم بازی کوییدیج است، و مطابق با چیزی که من شنیدم در کتاب 5 رون هم کوییدیچ بازی می کنه، اگر من در فیلم 5 بازی کنم شایستگی خودم رو در این ورزش نشون می دم.


6.شما گفتید، "مطابق با چیزی که شنیدید" مگر شما کتاب5 را نخوانده اید؟

خوب.... من در حال خواندن آن هستم ولی هنوز تمامش نکردم و دو دلیل داره:اول اینکه من باید فصلهای آن را به دقت بخوانم که اگه در آینده قرار باشه نقش رون را به من بدهند، آشنایی داشته باشم.دوم اینکه همینطور که قبلا فهمیدید من آدم تنبلی هستم.(صدای خنده)

7.درباره عشق Ron چی فکر می کنید و آیا دوست دارید در صحنه های رمانتیک بازی کنید؟

همه انتظار دارن که رون و هرمیون در کتابهای آینده به هم برسند ، ولی من اینطور فکر نمی کنم.نه، من تمایلی ندارم در صحنه های رمانتیک بازی کنم چون کار پر زحمتی است . یک سکانس در زندانی آزکابان این بود که من دست emma رو نگه دارم و من در آن سکانس یک کمی دست پاچه شده بودم.


8.دوست داری کدام بازیگر در فیلم هری پاتر بعدی بازی کنه؟

Mike Myrs ! من خیلی دلم می خواد بر سر صحنه نمایش با او بازی کنم ، اما آن روز هرگز فرا نمی رسه چون فقط هنرپیشه های انگلیسی می توانند در فیلم هری پاتر بازی کنن و او یک آمریکاییه .


9. آیا این درسته برای تست بازیگری نقش Ron شما نقش یک دختر رو بازی کنید؟

نه کاملا، ما را به k7 video فرستادن برای تست، بعد از کلی ایستادن من رو انتخاب کردن و برای ادامه تست من رو بردن که لباس عوض کنم و در آن جا به من یک دامن دادن و من رو گریم کردن، خیلی عذاب آور بود و باید بعد جلوی دوربین می رفتم و مثل دخترهای لوس نق بزنم.(صدای خنده).این پرت گویی ها ارزشش رو داشت، چون آنها به توانایی من پی بردن و به پیشرفت بازیگری من کمک کرد.


10.این طور که به نظر می یاد در مدرسه شما دانش آموز زرنگی در مدرسه نیستید.

در اینجا است که به حقیقت پی می بریم (صدای خنده).من علاقه زیادی به مدرسه ندارم و اکثر اوقات تکالیفم رو انجام نمی دم.استاد های مدرسه مان زیاد خوشحال نیستند که من در فیلم هری پاتر بازی می کنم و رفتار ویژه ای با من ندارند، برای مثال:بعد از پایان فیلمبرداری آزکابان من به مدرسه رفتم ، ولی تکالیفم رو انجام نداده بودم و به خاطر این، من چندین ساعت تنبیه شدم.


11.آیا شما در گذشته همیشه آرزو داشتید هنر پیشه بشید؟

نه، وقتی من بچه بودم دلم می خواست بستنی فروش بشم تا هر موقع خواستم بستنی بخورم(صدای خنده).اگر من بازیگر نمی شدم ، دلم می خواست طراح بشم، یکی از تفریحات مور علاقه من نقاشی است. من عاشق انمشین سازی یا ساخت نمایش تلویزیونی(TV shows) هستم و در آن همه رو جذب کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 21:40  توسط فراز  | 

و بالاخره قهرمان اولین دوره رقابتها

پس از حدود سه هفته رقابت تنگاتنگ امروز بازی نهایی، بین دو تیم گردباد تاتشیل و هارپی هالی هد با نتیجه 390 بر 220 به سود گردباد به پایان رسید. جدول رقابتها و قهرمان نهایی را در ادامه متن مشاهده کنید.بر طبق نظر داوران که قبل از بازی گردباد و هارپی تعیین شد قهرمان و جدول بر حسب امتیاز کسب شده حساب خواهد شد و نه بر اساس تفاضل!

چادلی کنونز 210 - 450 هارپی هالی هد

گردباد تاتشیل 200 - 400 چادلی کنونز

هارپی هالی هد 220 - 390 گردباد تاتشیل

با این حساب امتیازات میشه اینطوری:

سومین تیم: گردباد تاتشیل 590 امتیاز
دومین تیم: چادلی کنونز 610 امتیاز
اولین تیم: هارپی هالی هد 670 امتیاز

پس با این حساب. تیم هارپی هالی هد! قهرمان این دوره از رقابتها شد. تبریکات صمیمانه ما را پذیرا باشید.

ریتا اسکیتر٬خبرنگار روزنامه ی پیام امروز

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1384ساعت 0:4  توسط فراز  | 

هري پاتر يك مسيحي ارتودوكس شد!

در ترجمه روسي,هري پاتر يك مسيحي ارتودوكس شد.در يك نسخه روسي و تغيير يافته از كتاب هري پاتر، ‌اين شخصيت داستاني به يك مسيحي ارتودوكس و مؤمن تبديل شده است.به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اينترنتي موس نيوز در داستان جديدي كه روس ها ساخته‌اند اين شخصيت داستاني كه اكنون درجهان به خاطر جادوها و حوادثش مشهور شده است به يك مسيحي ارتودوكس تغيير يافته است.مطابق گزارش‌ها اين داستان جادويي به گونه‌اي تغيير يافته است كه در آن جادو كه در دين مسيحيت و ديگر اديان منفي و مذموم است بد جلوه داده شود و قدرت هري پاتر در مقابله با حوادثي كه برايش پيش مي آيد ناشي از ايمان او به خداي مسيحيت جلوه كند.در اين داستان جديد هري آخرين بازمانده مبارزان عليه جادوگري است كه استادش تمپلدور قبل از مرگ به او توصيه مي كند تا خالق هستي را پيدا كند.هري براي پيدا كردن آنكه همه بشريت و چيزهاي ديگر را آفريده است از يك كشيش ارتودوكس كمك مي گيرد و از اين طريق خدا را مي شناسد.جالب توجه است كه در ادامه داستان و مبارزه با پليدي‌ها هري پاتر و كشيش ارتودوكس از آب مقدس،‌ صليب و عبادات مذهبي استفاده مي كنند.ماريا لئونووا يكي از نويسندگان اين داستان جديد مي گويد: هري پاتر داستان جذابي است ولي بدآموزي آن اين است كه كودكان را به جادو علاقه‌مند مي كند. ما در اين داستان جادو را بد و غيرقابل پذيرش جلوه داديم و آن را امري شيطاني كرديم.شايان ذكر است: در انتهاي اين داستان هري پاتر مسيحي مي شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 23:58  توسط فراز  | 

اخبار

اول اینکه: بنا به سايت رسمي رولينگ امروز 19 سپتامبر تولد هرمايني گرنجر است،تولدت مبارك هرمايني!

دوم اینکه: يك مجله ي ژاپني عكس هايي جديد از فيلم هري پاتر و جام آتش را به نمايش گذاشته است.

مجموعه ي عكس هاي جديد
صفحه ي اول
صفحه ي دوم
صفحه ي سوم
صفحه ي چهارم
صفحه ي پنجم
صفحه ي ششم
صفحه ي هفتم
صفحه ي هشتم
صفحه ي نهم
صفحه ي دهم

منبع: هاگوارتز

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 22:9  توسط فراز  | 

خبر

اول اینکه: در واقع عكسي كه قبلاً با نام افشان آزاد در نقش پادما پاتيل در اينجا منتشر شد، پرواتي پاتيل بود.اما در آخرين تيزر تريلري كه منتشر شده اين عكس از پادما پاتيل به همراه رون رو میتوانید اینجا ببینید.

دوم اینکه: تيزري جديد در تاريخ 16سپتامبر از تلويزيون انگلستان پخش شد كه صحنه هاي بيشتري از فيلم توش بود مثل:خانم ماكسيم با هاگريد، جدال هري با ولدمورت،جام جهاني كوئيديچ(ايندفعه تيكه هايي از خود بازي)و...اين فايل با مديا پلير باز ميشه.براي دانلود اين فايل به اين لينك  برويد.براي ديدن عكسهاي تيزر هم به اين سايت برين.البته كيفيتش خيلي عالي نيست ولي تيزرش خيلي قشنگه.

منبع: هاگوارتز

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 شهریور1384ساعت 14:31  توسط فراز  | 

يك ويدئو از فيلم "درس هاي رانندگي"

ويدئويي از فيلم "درس هاي رانندگي" را با بازي روپرت گرينت بازيگر رون در ادامه ي مطلب دانلود كنيد.جالبه بدونين در اين فيلم نقش مقابل روپرت(رون) بازيگر نقش مالي ويزلي در سري فيلم هاي هري پاتره.فقط با كليك كردن بر روي لينك زير مي تونيد اون رو دانلود كنيد.save target as نياز نداره.

دانلود
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 13:31  توسط فراز  | 

روی جلد کتاب هری پاتر در کشورهای مختلف

عکس روی جلد کتاب هری پاتر در کشورهای مختلف رو میتیونید اینجا ببینید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 13:29  توسط فراز  | 

تقويم هري پاتري

382 قبل از ميلاد مسيح : اوليواندر وارد عرصه تجارت ساخت چوب هاي جادويي مي شود

962 پس از ميلاد مسيح : جاروهاي قديمي و بلند براي نخستين بار به عنوان وسيله پرواز استفاده مي شوند

1000 پس از ميلاد : هاگوارتز توسط گودريگ گريفيندور , هلگا هافلپاف , روانا ريونكلاو , سالازار اسلايتيرين بنا مي شود . اسلايتيرين در خواست مي كند تا فقط از نژادهاي ضعيف ثبت نام كنند كه در نتيجه بحث و جدل هاي فراوان , مدرسه را ترك مي كند البته پس از ساختن تالار اسرار .

1294 : اولين تورنمتت تريويزلرد شروع مي شود

1473 : اولين مسابقه جام جهاني گوئيديچ برگزار شده كخ در ان هفت گوئيديچ به رقابت مي پردازند

1891 : البوس دامبلدور نخستين كلاس اموزشي خود را در هاگئارتز اغاز مي كند

1926 : پدر تام ريدل كه يك ماگل است قبل از تولد او كه همسرش كه يك جادوگر بوده را ترك مي كند و اين زن پس از تولد تام ميميرد.ريدل در يك يتيم خانه بزرگ مي شود

1937 : تام ريدل وارد هاگوارتز مي شود

1940 : روبيوس هاگريد وارد هاگوارتز مي شود

1943 : ريدل در تالار اسرار را مي گشايد و در اين بين يك دختر را مي كشد و هاگريد را طي يك پاپوش يه دردسر مي اندازد

1943 : ريدل پدرش را مي كشد , هم چنين والدين پدرش را به قتل مي رساند

1945 : دامبلدور جادوگر سياه گريندلوالد را شكست مي دهد

1956 : در دسامبر ان سال مينروا مك گونگال كارش را در هاگوارتز شروع مي كند

1960 : ريدل در اقدامي ديگر ؛ هيپزيبا اسميت را مي كشد و اشيا اختصاصي هلگا و سالازار را مي دزدد

1970 : ريدل به شمايلي جديد كار خود را دنبال مي كند , او خود را از اين پس لرد ولدمورت مي نامد و به جستجوي قدرت و جاودانگي مي گردد

1971 : جيمز پاتر , ليلي ايوانز , سيريوس بلك , ريموس لوپين , پيترپتيگراو و سوروس اسنيپ وارد هاگوارتز مي شوند

1979 : سبيل تريلاوني فنا شدن و سقوط ولدمورت را پيش بيني مي كند

1981 : ولدمورت جيمز و ليلي پاتر را در 31 اكتبر مي كشد اما در مقابل هري پاتر كم مي اورد و تنها زخمي روي صورت او مي گزارد . در اول نوامبر همان سال , سيريوس بلك به جرم كشتن پيتر پتيگراو دستگير مي شود

1991:هري پاتر , رون ويسلي , هرميون گرانجر وارد هاگوارتز مي شوند

1992 :هري پاتر نقشهي ولدمورت را دزديدن سنگ جادو ناكام مي گزارد و جيني ويسلس با گشودن دفتر چه خاطرات تام ريدل , وارد تالار اسرار مي شود

1993:هري با شكست دادن خاطره تام ريدل باعث نجات جيني مي شود , همان زمان سيريوس بلك از زندان مي گريزد

1994 : پرفسور تريلاوني دومين پيشگويي خود را انجام مي دهد , هري از ماجراي فرار سيريوس اگاه مي شود , ولدمورت اين بار فرانك برايس را مي كشد. تورنمنت تريويزارد براي اولين بار در طي قرن كنسل مي شود

1995 : با كمك پتي گراو , ولدمورت دوباره نيرو و قدرت خود را باز مي يابد .

1996 : هري پاتر هم به اموزش پيش گويي مي پردازد و سيريوس بلك در دپارتمان اسرار اميز كشته مي شود

1997 : البوس دامبلدور توسط سوروس اسنيپ كشته مي شود و هري پاتر تصميم مي گيرد تا جستجوي خود را براي تابودي ولدمورت اغاز كند

منبع: هاگوارتز

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 شهریور1384ساعت 13:26  توسط فراز  | 

مصاحبه ای با تام فلتون (دراکو مالفوی)

تام فلتون جدیدا به یه سری از سوال های طرفداراش جواب داده که با هم می خونیمش:

۱. ایا تو با اما واتسون بیرون میری؟

تام: اون دختر جذاب و دوست داشتنیه که واقعا هم زیباست اما من باهاش بیرون نمیرم ارزو می کنم که می تونستم.

۲. چه رنگ هایی رو دوست داری؟

تام: ماشین: سفید و مشکی ـ پاکت : قرمز ـ لباس : خاکستری ـ مو و چشم : قهوه ای

۳.چه ماشینی رو دوست داری؟

تام:قطعا بینوه

۴.حیوون دست اموزی داری؟

تام:در حال حاضر نه ولی قبلا چند تا خرگوش و یه سینه سرخ داشتم البته من همیشه دوست داشتم که یه سگ داشته باشم ولی مامانم میگه که با ۴ تا پسر دیگه نمی تونه یه سگ بگیره ولی شاید یه روزی من یه سگ داشته باشم .

۵.غذا های مورد علاقه ات چیه؟

تام:من بیشتر غذا های ساده رو دوست دارم بدون ادویه و پیاز ! غذا های مورد علاقه ام هم : بیسکویت کرمدار ـ بستنی شکلاتی ـ جوجه ـ سوسیس سردـ پیتزا پپرونی و البته شکلات.

منبع: تام فلتون

+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 22:30  توسط فراز  | 

دانلود کتاب 6

اینم لینک دانلود انگلیسیه کتاب ۶ که بصورت PDF هستش:

دانلود نسخهPDF

+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 17:15  توسط فراز  | 

تریلر سوم جام آتش

این تیزر تریلر حجم بسیار بالایی دارد من فعلا نتوانستم ان را کم کنم حجم ان 33 مگا بایت است.که می توانید ان را از لینک زیر دانلود کنید:

لینک دانلود
+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 16:46  توسط فراز  | 

اشکال کتاب 6 هری پاتر

1- بر روی جلد کتاب هری پاتر 6 (نسخه انگلیسی) دست راست دامبلدور سالم می باشد....اما در متن اماده که دست چپ او سیاه شده است.

2- در داخل کتاب وقتی هری و دامبلدور وارد خانه اسلاگهرن می شوند روی دیوار ها خونی قرمز می بینند.بعد که از اسلاگهرن می پرسند چه نوع خونی بوده....او جواب می دهد که خون اژدها بوده....در حالی که در فصل 20 کتاب هری پاتر 5 گفته شده است که خون اژدها سبز است.(هاگرید تکه گوشتی را روی صورتش می گذارد)

3- در کتاب 6 اسلاگهرن می گوید که یک بطری از فلیکس فلیسیس برای 12 ساعت کافی است...در حالی که هری در بعد می گوید که "من فکر نمیکنم که تمام آن را لازم داشته باشم....24 ساعت ارزش ندارد."
+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 16:44  توسط فراز  | 

عکس

+ نوشته شده در  شنبه 26 شهریور1384ساعت 16:42  توسط فراز  | 

کودکان این فیلم را ببینند یا نه؟

آتوسا: اداره یه ممیزیه امریکا اعلام کرد والدین از همراه بردن کودکان خردسال خود را برای تماشای فیلم ((هری پاتر و جام اتش )) خوداری کنند.به گزارش مهر این فیلم که از واپسین مجموعه های پرفروش هری پاتر است از اداره ی ممیزی امریکا درجه ی کیفی پی جی ۱۳ دریافت کرد و نمایش ان برای کودکان ممنوع شد . این درجه یه معنای همراهی والدین با کودکان زیر ۱۳ سال به هنگام تماشایه فیلم است.((دیوید هیمن)) تهیه کننده ی این اثر با اعلام خبر فوق تاکید کرد که نمایش صحنه های مربوط به لردولدومرت و مرگ یکی از دشمنان هری پاتر از جمله دلایل ممنوعیت نمایش این فیلم برای کودکان است.فیلم هری پاتروجام اتش که چهارمین اثر این مجموعه به شمار می اید نام ((مایکل نیوول)) را در مقام کارگردان دارد . در این اثر ((رالف فاینس)) در نقش ولدمورت بازی می کند این فیلم از تاریخ ۱۸ نوامبر روانه  ی سالن های سینما می شود.

منبع: فرد و جرج

+ نوشته شده در  جمعه 25 شهریور1384ساعت 15:53  توسط فراز  | 

اسکریم جیور

يك نقاشي جالب از روفوس اسكريم جور رو كه از روي نشانه هايي كه رولينگ داده كشيده شده.با كليك بر روي لينك زير اين عكس را مشاهده كنيد:

روفوس اسكريم جور

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 شهریور1384ساعت 0:19  توسط فراز  | 

سوال

آتوسا: به نظر شما این مامان هری است؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1384ساعت 21:7  توسط فراز  | 

دانلود کتاب 6

خب سایت جادوگران هم دست به کار شد و کتاب ۶ رو بصورت گروهی ترجمه کرد.اینم لینک دانلودش:

فصل های 1 تا 15 [2.85Mb / 14Min]
فصل های 15 تا 30 [3Mb / 15Min]

توجه: (برای ذخیره: کلیک راست بر روی لینک و انتخاب گزینه Save Target as )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1384ساعت 13:8  توسط فراز  | 

این مصاحبه با دنیل رادکلیف در زمان اکران هری پاتر 3 تهیه شده

دانيل رادکليف پسر ۱5 ساله ای که تا بحال نقش اول سری فيلم های هری پاتر را بر عهده داشته است بازيگری را در ۱۰ سالگی شروع کرد.در آن زمان اطرافيان او از وی درخواست کردند تا در آزمون بازيگری مجموعه تلويزونی اليور تويست شرکت کند.او به هيچ وجه فکر نمی کرد که اين شروعی برای شهرت جهانی اش باشد.او پس از جار و جنجالهايی که با پدر و مادرش بر سر گرفتن اجازه برای فرستادن مشخصات برای دست اندرکاران فيلم داشت.توانست نقش اول فيلم ديويد کاپرفيلد را بر عهده بگيرد.درست است که او شانس بازی در فيلم اليور تويست را از دست داد اما حالا با توجه به شهرت جهانی اش کمتر به آن روزها فکر می کند.او در اين باره می گويد:
واقعا شانس بسيار فوق العاده ای را در آن دوران از دست دادم.ولی ديگر به هيچ وجه به آن فکر نمی کنم.هم اکنون فقط به هری پاتر فکر می کنم و بس.پدر دانيل آلن رادکليف کارگزار ادبی و مادرش کارسياکر شام بازيگردان است.دن خاطره روزی را که فهميد در نقش هری پاتر برگزيده شده است هيچگاه از ياد نمی برد.او پس از موفقيت در تعداد زيادی نقش محوری توانست سومين سال تحصيل هری پاتر را در هاگوارتز را نيز در اين نقش بازی کند.رادکليف پس از پذيرفته شدن در نقش هری پاتر برای اولين بار گفت:{شهرت فوق العاده است}دقيقا شبيه به همان حرفی که پروفسور گيلدروی لاکهارت در سال دوم زد.اما حالا پس از اتمام بازی در فيلم سوم نظر او عوض شده است.{نمی خواهم که ديگر مشهور شوم.من پیاده روی را بدون محافظ و البته هجوم طرفدارانم دوست دارم}.

او فيلم های نسبتا خوبی را در کارنامه خود دارد از جمله:

ديويد کاپر فيلد ۱۹۹۹(سريال)

خياط پاناما ۲۰۰۱

هری پاتر و سنگ جادو ۲۰۰۱

هری پاتر و تالار اسرار ۲۰۰۲

هری پاتر و زندانی آزکابان ۲۰۰۴

او در مقايسه با دو قسمت قبلی ۳ سال بزرگتر شده است.در کمپ فيلمبرداری و وقت های آزادش با کمک يک معلم خصوصی عقب افتادگی های درسی اش را جبران می کند.دانيل در سومين سال بازيگريش در نقش هری پاتر با کارگردانی به نام آلفونسو کائرون{کوآرن}سر و کار دارد.او آنقدر ريز مطالب توجه می کند که موجب حيرت و شگفتی همگان می شود.دانيل در اين باره می گويد:واقعا روش کار آلفونسو با ديگران متفاوت است.او در مورد هر مساله ای به ريزترين جزئيات توجه می کند.برای مثال:در صحنه ترک کردن خانه دورسلی ها در زندانی آزکابان آلفونسو خيلی تاکيد داشت که حتما ۴۰۰ جغد در اطراف صحنه فيلم برداری قرار داده شود تا بتواند هرچه طبيعی تر صحنه را فيلمبرداری كند.او دو قسمت قبلی را با كارگردانی كريس كلمبوس به پايان رسانده است.(درعوض دو سال چيزهای زيادی از كريس كلمبوس يادگرفتيم.وحالا قسمت سوم را با كارگردانی كائرون به پايان برديم.ما اين شانس را پيدا كرديم كه با كارگردانان ديگر هم كار و هم تمرين كنيم.در كتاب و البته فيلم هری پاتر و زندانی آزكابان شخصيت های جديدی وارد داستان می شوند.بالطبع برای اين نقشها بازيگرانی هم بايد به مجموعه اضافه می شدند.پروفسور لوپين و زندانی فراری سيريوس بلك از اين دسته اند.در اين ميان نظر دانيل در مورد اين شخصيت ها جالب است.اومی گويد:هر دو شخصيت را دوست دارم.و البته بازی بازيگران آن نيز برای من الهام بخش بوده است.باورتان نمی شود وقتی در شيون آوارگان{كلبه ای كه در آن سيريوس و دوستانش در آن به انسان های جانور نما تبديل می شدند.}بوديم.وداشتيم صحنه رسوايی دم باريك را فيلم برداری می كرديم ناگهان به خودم گفتم خدايا من در اين فيلم با گری الدمن(سيريس بلك)هم بازی هستم.در مورد شخصيتها می توانم بگويم كه اگر می توانستم در نقش ديگری بازی كنم مطمئنا آن نقش سيريوس بلك بود.شخصا كاراكتر سيريوس بلك را خيلی دوست دارم.لوپين و بلك هردو از دوستان نزديك پدر هری بوده اند.ولی رابطه سيريوس بلك و جيمز پاتر صميمی تر بوده به همين خاطر خانواده پاتر او را به عنوان پدر خوانده هری انتخاب می كنند.هری يا همان دانيل رادكليف فيلم ديدن را بسيار دوست دارد.وحتی قبل از اينكه به دنيای جذاب بازيگری وارد شودهم عاشق ديدن فيلم بوده است.فيلم مورد علاقه او ۱۲مرد عصبانی است.ولی آيا بعد از پيدا كردن تجربه زياد در بازيگری و نمايش فيلم های جديد نظر دن هنوز همان ۱۲ مرد عصبانی است؟بله هنوز هم نظرم ۱۲ مرد عصبانی است.با توجه به اينكه من تا بحال فيلم های زيادي بازی كرده ام و هم فيلم های بسياری را ديده ام به فيلمهای ديگری هم علاقه دارم.مثلا:يكی از فيلمهای مورد علاقه من گمشده در غربت است.مرد عنكبوتی را نيز دوست دارم.راستش را بخواهيد گاهی اوقات دوست دارم جای او باشم.او در مورد صحنه مورد علاقه اش در فيلم می گويد:من از چند صحنه خيلی لذت بردم.يكی از آنها دست و پنجه نرم كردن با ديوانه سازها{دمنتورها} و ديگری بازی كويديچ.ريچارد هريس مرد و تمام طرفداران هری پاتر را اندوهگين کرد.مايکل گامبون جای او را در فيلم گرفت.نظر دانيل را در مورد اين تغيير بدانيم:ريچارد هريس کاری کرد که هر کسی قادر به انجام آن نبود.او بازی فوق العاده خود در نقش پروفسور دامبلدور نشان داد که چطور يک بازيگر حرفه ای می تواند از پس يک نقش محوری بر بيايد.در حقيقت او کار را برای مايکل گامبون بسيار راحت کرد.اما باز هم بايد به اين نکته توجه کرد که گامبون هم بازيگر فوق العاده ايست.دانيل در مورد تاثيرات بازيگريش در زندگی شخصی اش می گويد:من مدت زيادی را در سر صحنه با بازيگران بزرگی سپری می کنم.و بايد اعتراف کنم که واقعا دارای دوستان بزرگی هستم.اين برای هر کسی می تواند جالب باشد که مدت زمان زيادی را با افراد بزرگ سال و مشهوری سپری کند.رادکليف در مورد تاثيرات شخصيت هری پاتر بر زندگی اش می گويد: واقعا احساس می کنم که چقدر از لحاظ شخصيتی به هری نزديک هستم.اودر مورد ادامه بازيگری اش پس از سری فيلمهای هری پاتر می گويد:من خيلی دوست دارم که پس از بازی در فيلمهای هری پاتر کار جديدی شبيه به اين را آغاز کنم.اما پيش از هر چيز علاقه مندم که دوره حرفه ای کارگردانی را بگذرانم.آخر می دانيد کار با آلفونسو کائرون باعث علاقه هر چه بيشتر من به کارگردانی شده است.

منبع: پیام امروز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1384ساعت 13:4  توسط فراز  | 

عکس

آتوسا: ۳ تا عکس هری پاتری:

اولی  ***  دومی  ***  سومی


مجله یو اس ای تودی سه عکس جدید از فیلم هری و پاتر و جام آتش چاپ کرد که با کلید کردن لینک های زیر می تونید عکس ها رو ببینید:

عکسی از اساتید  ***  ویکتور در حال بوسیدن دست هرمیون  ***  هری در نبرد با اژدها

منبع: بلاگ هرمیون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1384ساعت 12:42  توسط فراز  | 

نقد کتاب هری پاتر

 کتاب های هری پاتر در حد جاودانه ترین قصه های پریان است.هری و دوستانش به شدت واقعی به نظر میرسند به طوری که بعضی از خوانواده ها گفته اند«آنها درست شبیه فرزندان ما هستند»هری پاتر بزرگ ترین پدیده در دنیای کودکان و نوجوانان و برخی جوانان است که در چندین سال اخیر منتشر شده است .رولینگ از ساختاری کلاسیک استفاده کرده وتحولی جدید به آن داده است . آن گونه که قهرمان از حد یک زندگی روزمره فراتر رفته و به دنیای سحر و جادو پای نهاده است.نثر پر شور رولینگ توجه ما را با اولین کلمات کنایه دار می رباید و قدرت ابتکار اواو توام با داستانی تند آهنگ , دلهره آور و غیر قابل پیشبینی این کتاب رااثری خوشایند برای خوانندگان می سازد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1384ساعت 11:34  توسط فراز  | 

قدیمی اما جالب...

آتوسا: یه خبر قدیمی که مال دی 1383 است می گذارم که می گفتند هری پاتر به ایران خواهد آمد

سفر هری پاتر از ايران به انگلستان

از چند ماه پیش این طرف و آن طرف کلی شایعه و خبر درباره اش منتشر می شد که همه را گیج و سر در گم می کرد.همان موقع ها دو سه سایت اینترنتی این خدمت بزرگ را به جماعت مشتاق هواداران هری می کردند که اگر ایمیلتان را به آنها می دادید، شما را شخصا از تاریخ انتشار کتاب آگاه می کردند.خود خانم رولینگ هم کم و بیش در آب و تاب دادن بیشتر به این حال و هوا نقش اصلی را بازی کرد. این جوری که مثلا به مناسبت جشن هالووین اسم فصلهای 2و 6و 14کتابش را اعلام می کرد یا خرد خرد و کم کم ملت را در جریان نکات مهم کتاب جدیدش قرار می داد.مثلا می گفت در کتاب جدید هری پاتر شخصیت مهم دیگری را کشته ، اما نمی گفت چه کسی ، یا این که می گفت جادوگر جوان داستان های خود را در کتاب بعدی نجات نخواهد داد و این جوری همه را توی کف باقی می گذاشت.حتی این وسط یک بابایی پیدا شد به اسم دبلیو.اف.زیمرمان که درباره منابع و خبرها و استنباطهای گوناگون حول و حوش این کتاب منتشر نشده ، یک کتاب 112صفحه ای منتشر کرد.حدود یک ماه پیش یک سایت اینترنتی گفت ، تاریخ اعلام انتشار کتاب ژانویه 2005خواهد بود، و نتیجه گرفت چون تاریخ اعلام انتشار کتاب پنجم ، ژانویه 2003بود و خود کتاب در ماه ژوئن منتشر شد، پس کتاب ششم هم به احتمال زیاد در ژوئن 2005منتشر می شود.یکی از سخنگویان رولینگ هم گفت که وسط ژانویه به عنوان زمان مشخص شدن تاریخ انتشار کتاب هری پاتر و شاهزاده نیمه خالص شایعه است و نباید آن را جدی گرفت.بعد چون خسته شده بود، سخنگوی دیگر رولینگ (آدم وقتی معروف شد، یک سخنگو کفاف کارهایش را نمی دهد) گفت اولا اگر چنین قراری هم باشد، هنوز به کسی اطلاع داده نشده و ثانیا تنها مرجع معتبر برای فهمیدن این موضوع ، فقط سایت است و بس.این وسط بعضی وقت ها، خود خانم نویسنده هم یکی دو بار به خیل مشتاقانش افتخار داد و از طریق سایتش با آنها ارتباط برقرار کرد.یک بار در این نوشته ها خودش هم اعتراف کرد حوصله اش از این وضعیت سر رفته : «شما رو نمی دونم ، ولی من از بس سایتم عوض نشده خسته شدم. فکر کردم بهتره عوضش کنم ، حتی اگه به عنوان یه خبر تازه همه رو مایوس کنه. آخه هیچ چیز باارزشی برای گفتن ندارم.در ضمن باید بگم فاصله بین صفحه کلید من با شماها روز به روز داره بیشتر می شه ، چون سومین بچه من برای تولد با ماجراهای بعدی هری پاتر مسابقه گذاشته».او به بعضی شایعات مطرح شده درباره سرنوشت هری هم از این طریق پاسخ داد. مثلا روشن کرد این را که می گویند هری در این کتاب هم مثل کتاب قبلی محاکمه می شود، درست نیست.یا در پاسخ به یک روزنامه انگلیسی که گفته بود دوستان رولینگ او را جوآنی صدا می کنند، گفت هیچ کس توی زندگیش او را با این اسم صدا نکرده : «البته نمی دونم چرا شوهرم بعضی وقت ها بهم می گه کوین».البته کوین اسم مرد است و رولینگ می خواست این جوری به همه بفهماند که این قضیه چقدر بی اهمیت است.و سرانجام بیستم دسامبر رولینگ با تبریک کریسمس به همه طرفداران هری پاتر اعلام کرد بالاخره کتاب ششم تمام شد: «می دونم همه تون توقع داشتید این اتفاق روز کریسمس بیفته ، ولی مطمئنم اونایی که کریسمس را جشن می گیرن ، در اون روز مشغول هستن و کارای دیگه ای دارن.اونایی هم که جشن نمی گیرند ترجیح می دن تا بیست و پنجم صبر نکنن ؛ بنابراین باید بگم هری پاتر و شاهزاده نیمه خالص تمام شد و به انتشارات انگلیسی من فرستاده شد تا بزودی تاریخ انتشار کتاب اعلام بشه.درسته که من این شوخی رو کرده بودم که همزمان با تولد بچه ام منتشر می شه ، ولی راستش کلی وقت داشتم که با نسخه اصلی کتاب ور برم و اون رو تصحیح کنم. مثل همیشه هم از نسخه نهایی کاملا راضی و خوشحالم.فقط امیدوارم شما هم وقتی اون رو می خونید، موافق باشین که همه اینا به صبر کردنش می ارزیده. با آرزوی یه کریسمس فرخنده و یک 2005 صلح آمیز، دوستدار شما: جی کی رولینگ.»فردای آن روز هم دو ناشر انگلیسی اعلام کردند کتاب نیمه شب 16جولای در کشورهای امریکا، انگلیس ، استرالیا، کانادا و آفریقای جنوبی منتشر خواهد شد.بعد هنوز هیچی نشده این کتاب رفت در صدر جدول کتابهای پیش فروش شده سایتهای فروش کتاب. این خبر را هم به خیل خبرهای ریز و درشت هری پاتر اضافه کنید.توی گیر و دار جنگ ، یک جوان نویسنده خرمشهری به اسم حسین مالکی همه چیزش ازجمله داستان هایش را رها کرد و مهاجرت کرد به شیراز؛ اما چند سال بعد وقتی برگشت ، از آنها هیچ خبری نبود.آب شده و فرو رفته بودند توی زمین.چند سال بعد وقتی اولین کتاب هری پاتر را خواند، از شباهتش با داستانی که از او گم شده بود، داشت شاخ درمی آورد. این ماجرا بعد از انتشار کتابهای دوم و سوم هم ادامه پیدا کرد.بعد او برگشت خرمشهر و آنقدر جستجو کرد که فهمید داستان هایش چطور فرار مغزها کرده اند و با چه واسطه‌ای افتاده اند به دست خانم رولینگ.ولی هرچه به این ور و آن ور شکایت کرد، کسی حرفهایش را جدی نگرفت. حالا او برای اثبات ادعایش داستان کتاب ششم رولینگ را پیشگویی کرده و گفته اساس این کتاب دختر نقابداری است که خودش را به شکل پسرها درآورده و به مرور با هری پاتر آشنا می شود.بد نیست بدانید رولینگ در کتاب «حفره اسرارآمیز» از نویسنده ای می گوید که با دزدیدن ایده‌های نویسنده ای از شرق ، 7 کتاب جادویی نوشته است ؛ یعنی ممکن است منظور او از شرق همین خرمشهر ایران خودمان باشد؟ بعید نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 شهریور1384ساعت 9:10  توسط فراز  | 

دانلود کتاب 6

بچه ها اینم یه ترجمه ی دیگه از کتاب ۶ که کاربران سایت پیام امروز به همراه مدیرانشون بصورت گروهی ترجمه کردند.دانلود کنید و لذت ببرید:

جلد 1 با حجم 2.7 مگابایت و نیاز به داشتن برنامه آکروبات ریدر :
دانلود کن

جلد 2 با حجم 3 مگابایت و نیاز به داشتن برنامه آکروبات ریدر: دانلود کن

توجه: «برای دانلود روی لینکها راست کلیک کرده و Save Target as را بزنید.»

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 22:15  توسط فراز  | 

اسنیپ...خوب؟...بد؟

قبل از اينكه دليل هامو بگم بايد ۲ نكته رو بدونين:

۱) در ابتداي كتاب اسنيپ به مادر دراكو مالفوي قسم ناشكستني خورد كه در انجام وظيفه دراكو بهش كمك كنه و وظيفشو انجام بده. مي دونين كه قسم ناشكستني رو اگه يكي زير پا بذاره در جا مي ميره.

۲) مي دونين كه وظيفه دراكو كشتن دامبلدور بود.

حالا دلايل من:

۱) مي دونين كه دامبلدور و اسنيپ هر دو مي تونستن كه ذهن رو بخونن و هنگامي كه اسنيپ وارد شد دامبلدور صداش زد و هر دو براي مدتي به هم نگاه كردند (مي تونستن از طريق ذهن حرف زده باشن) بعد از اون دامبلدور به اسنيپ گفت لطفا ... لطفا ... . دامبلدور براي بخشش التماس نمي كرد بلكه از اسنيپ خواست تا اونو بكشه چون اگه اين كارو نمي كرد اولا اسنيپ خودش مي مرد (به خاطر قسم ناشكستني) و يكي ديگه دامبلدور را مي كشت. من فكر مي كنم قبلا دامبلدور به اسنيپ دستور داده بود در اين شرايط اون كارو بكنه.

۲) بعد از قضيه كشتن هنگام جدال هري با اسنيپ، اسنيپ هري رو نكشت بلكه به او چند نصيحت كرد. اينكه ذهنشو ببنده و ياد بگيره آرام ورد ها رو بگه تا موفق بشه.

۳) هنگامي كه يك مرگ خوار خواست به هري حمله كنه اسنيپ جلوشو گرفت.

اينا دلايل من بود و من اين قضيه ها رو براي همه تو روم هاي چت ياهو و ... تعريف كردم و اين باعث شد كه كسي گول جي كي رولينگ رو نخوره به همين دليل هم جي كي تصميم گرفت كه منو از ميان برداره تا براي كسي ديگه نگم.اولين اشتباه و بدي اسنپ همين بود كه قسم ناشكستني خورد. نظر آرتور ويزلي و عصبانيت او از اينكه جورج و فرد چه كار كردند بزرگترين جوابي است كه به اين طلسم مي توان داد. تحت هيچ شرايطي نبايد اينكار را كرد. دامبلدور نمي توانست از متحدانش اين طلسم را بگيرد؟ البته معلوم است كه پليد ترين كارها فعلي است كه مرگ كسي را سبب شود. چه اون انسان خوب باشد چه بد!!!وظيفه دراكو باز كردن هاگوارت بود و دامبلدور لقمه اي بزرگتر از دهن خود والده مورت بود و با اين حساب كشتن دامبلدور جز وظايف مرگ خواران بود و حتي اسنپ وظيفه كشتن او را نداشت. شايد براي اينكه در صورت شكست هنوز جاسوس بماند.صورت پر از تنفر اسنپ باعث شد دامبلدور ناله بكند. اينكه پشت دامبلدور شكست. كمرش خرد شد. كسي كه اينهمه از او خبر داشت خنجر بدست به سمت او مي آمد. حرف دامبلدور از اول اين بود مرگ بدترين چيز نيست. و البته بدترين چيز بودن و بي توجه ماندن است.


اسنپ هري را نكشت به سه دليل:


يك: (از ديد هري) پس منو هم بكش اي آدم ترسو. همونطور كه خودتون همه فهميديد منظور آزار هري بود.


دو: پيروي از دستور والده مورت. اينكه والده مورت تحقير شده بود و مي خواهد شخصا هري را بكشد.


سه: تلافي كاري كه جيمز پاتر كرده بود.

البته اسنپ زنده خواهد ماند.... بله رسم روزگار اينطور است. خوب ها مي روند و بي لياقت ها مي مانند يا در حسرت يا در تباهي

خوب این از دلایل دوستمون بود. حالا باز جواب من:

گفتید که بزرگترین اشتباه اسنیپ این بود که قسم ناشکودنی خورد من این رو قبول دارم که اشتباه بود ولی این اشتباه بزرگی نبود. دل اسنیپ به حال مادر مالفوی سوخت و این کار رو کرد. دلرحمی چیزی نیست که یک شیطان داشته باشد. عشق در دلهای پاک وجود دارد.گفتید که وظیفه دراکو باز کردن در هاگوارتز بوده ولی اگه به خلاصه فصل ۲۸ در وبلاگ من مراجعه کنید می بینید که دامبلدور به مالفوی می گه که وظیفه تو کشتن من بوده. و اون گردنبندی رو که برای کتی بل فرستاد و یا اون شربت که هدفش دامبلدور بود توسط مالفوی و برای کشته شدن دامبلدور بود. و البته در کتاب بسیار واضح هست.گفتید نفرت اسنیپ. نفرت اسنیپ از دامبلدور نبود از کاری بود که به دستور دامبلدور مجبور به انجام ان بود. از قتل. به خاطر بیاورید که قبل تر در کتاب هاگرید برای هری گفت که شنیده اسنیپ به دامبلدور می گفته این کار رو از من نخواه این کار خیلی سخته و...از دلایل اینکه اسنیپ هری رو نکشت. به نظر من اینطور نیست بلکه اسنیپ حتی با هری مبارزه سنگینی هم نکرد بلکه به او نصیحت کرد که ذهنش رو محفوظ بداره. چرا اسنیپ باید این کار رو می کرد؟بعد از مرگ دامبلدور هم مک گانگول گفت که دامبلدور دلیل بسیار معقول و صد در صدی داره که اسنیپ آدم بدی نبوده. دامبلدور به هر کسی اعتماد نمی کنه.با توجه به نظر سنجی ای صورت گرفته در وبلاگ هم اکثریت بر این گمان دارند که اسنیپ انسان خوبی است هرچند این را بگویم که من از اسنیپ خوشم نمی آید.به نظر من واضح است که اسنیپ فقط از دستورات دامبلدور تبعیت کرده. دامبلدور زمانی که علامت شوم رو روی مدرسه دید اولین چیزی که گفت این بود که باید اسنیپ رو ببینم معلوم هست که در این ورد از قبل با اسنیپ صحبت کرده است.

آواداكدآورا: طلسمي كه با آن آرزوي مرگ كسي را مي كني!! بلاتريكس مي گويد براي انجام اين كار بايد بخواهي ايجاد درد كني يا از آن لذت ببري. اسنپ به هري در مقابل بكار بردن كراكيو (بهتره بگويم كروسو كه از همان كراس نماد شكنجه مسيح آمده) مي گويد: تو يا قدرت اينكار را نداري يا نمي تواني. در بحث قدرت داشتن كه شكي نيست هري يكي از بهترين هاست. اما اينكه هري نمي تواند آنرا كامل كند بخاطر اين است كه هري ذاتا با اذيت كردن ديگران مخالف است خشم هري تاثيري موقت بر روي بلاتريكس داشت. اما لذت شكنجه دادن و نفرت براي كشتن لازم است. تا بحال كسي را ديده ايد كه انساني را كي مي تواند نجات يابد را بكشد. بخاطر احتمالا يك تماس چشمي و يك پيام ذهني...دامبلدور بزرگتر از اين حرف ها بود كه از كسي بخواهد او را بكشد. اينطور فكر نمي كنيد؟ وقتي به هري مي گفت فقط اسنپ مي تواند به من كمك كند به اين خاطر بود كه اسنپ يل بزرگ معجون سازي است. در ضمن اسنپ با فوت و فن جادوهاي سياه و كارهاي لرد آشنا بود. اسنپ شاهزاده ي دورگه بود!!! دامبلدور به مالفوي مي گويد از كجا مي داني كه ما پيروز نمي شويم؟ به هري مي گويد زود برو و بدون جلب توجه اسنپ را بياور. آيا اسنپ را براي كشتن خود مي خواهد يا براي معجوني نيرو بخش. چرا هري را ميخكوب كرد در صورتي كه مي توانست نفسش را براي طلسم مالفوي به هدر دهد. دامبلدور همزمان با صداي قدم فهميد كه آنجا محل قتلش هست جايي كه نقشه كشيده شده تا كشده شود. هري را ثابت كرد تا ..... معلومه چون هري شجاع تر از آنست كه فكر كند با چند نفر حريف مي شود. و دامبلدور كه براي قطره قطره ي خون هري ارزش و بها قايل است طلسمي ابدي هري را كرد كه فقط با مرگش از بين رفت... وقتي دامبلدور مرد هري توانست حركت كند. نگوييد كه بيحركت ماندن هري براي ترس بوده. اين جمله كه مي گويد از ترس بود نمي توانست حركت كند بيشتر براي اين به نظر مي رسد كه دامبلدور را مرده ديده و گرنه هري شنلش را كنار پرت نمي كرد مگر پشت شنل كسي مي ترسد كه به ديگر حمله كند؟؟؟ نه بحث كليشه اي جوانمردي است. بيشك اسنپ مي توانست با حركتي تمام مرگ خواران را از بين ببرد. فكر مي كنيد دامبلدور براي چه اسنپ را مامور نگهباني نكرد؟ چون اسنپ با ديدن پرواز اشعه هاي سبز و قرمز بر مي گردد. به هري گفت برو و اسنپ را بيدار كن و بياور پيش من. راستي بياد داريد كه اسنپ هري را با چيزي مثل شلاق تنبيه كرد آنقدر هري صدمه ديده بود كه با خود فكر كرد از درد خواهد مرد. چه معنايي دارد آموزش؟ خوب من يك ايده ي جالب دارم و اون اينكه رولينگ به شيوه اي مي خواسته راه را به هري نشان بده و اينكه چه قدر مهمه كه جلوي دهان و ذهنش را بگيره. ولي چرا دامبلدور به اكلامنسي ديگر اصرار نكرد. به نظر من چون فهميد ورود به ذهن هري كاري خطرناك است. او سرشار از احساس است. شخصي كه به نظر اسنپ هيچ شانسي نخواهد داشت در برابر لرد تاريكي ولي هري لرد تاريكي را از خود فراري داد.آخرين چيزي كه بايد در مورد اسنپ بگويم كاملا واضح است و با يك سوال جوابش داده خواهد شد. چرا اسنپ سعي مي كند بچه گانه هري را تحقير كند و ازش امتياز كم كند و او را در كلاس ها ناچيز جلوه دهد؟ و چه كسي دشمني اسنپ و هري را شروع كرد. جواب هردو سوال يك جواب است : كينه. جيمز پاتر شايد دايره دانش طلسم اش به سوروس نمي رسيد ولي او شخصيتي مردمي و كامل داشت. ههمه دوستش داشتند و به كارهايش مي خنديدند. سريوس در جواب مي گه: و اون چي بود هنوز همون كوچولي بي خاصيت كه ذهنش مشغول جادوي هاي سياه است.


يك چيز ديگر و اون اينكه:


همانطور كه گفتم اسنپ در ميان مرز خوبي و بدي سرگردان بود. از آنطرف خوبي در او تاثير گذاشته از آنطرف او ذاتا مجذوب جادوي سياه بود. تصميم نهايي به خود شخص است.


و حالا پاسخ من به این دوست عزیز:


من این مطلب رو اعلام کنم که هیچ گاه نظرم بر این نیست که اسنیپ انسان بسیار خوبی هم هست. بلکه بر این باورم که اسنیپ به بدی پناه نبرده اسن و حال پاسخ من:

شما بیان داشتید که اگر کسی طلسم مرگ را انجام دهد باید از دل مرگ کسی را بخواد. بلی این درست است. اگر کلا مرگ کسی را خواستن کار بدی باشد باید یادآوری کنم که در کتاب چهارم فهمیدیم که کارگاهها از جمله مودی بار ها از طلسم مرگ علیه مرگ خوار ها استفاده کردند. و مرگ بدترین چیز نیست.درست است که اسنیپ با اجرای طلسم مرگ بر دامبلدور از دل مرگ او را خواسته ولی طبق ایده من این کار را به دستور دامبلدور انجام داده است.اگر اسنیپ در کتاب ششم به ولدمورت پناه برده بود هیچگاه دامبلدور را از شر حلقه هورکراکس (حلقه ای که یک قسمت از روح ولدمورت در آن بود) نجات نمی داد.شما گفتید که جی کی رولینگ می خواسته به هری بفهماند که ذهنش را ببندد دلیلی نداشته که این از زبان اسنیپ باشد مگر اینکه بخواهد بعدا از این راهنمائیش استفاده کند و بیان دارد که اسنیپ خوبی هری را می خواسته است.کینه حق هر انسانی است. کار بدی است ولی هر انسانی می تواند کینه بورزد. مثلا آمبریج بد تر از اسنیپ با هری برخورد کرد ولی دامبلدور گفت که او با ولدمورت نیست. و یا فاج از دامبلدور به خاطر شهرتش نفرت داشت. اینها دلیلی بر شر بودن یک فرد نیست. بلی اسنیپ از هری کینه به دل داشت ولی هیچگاه رضایت بر مرگ او نداد.همانطور که در کتاب سوم و فیلم سوم دیدیم حتی نزدیک بود جان خود را در برابر گرگینه فدای هری و دوستانش کند.واضح است که اسنیپ هر چند به دستور دامبلدور مرتکب قتل دامبلدور شده (و به نظر من جزایش را با مرگ خود در کتاب هفتم خواهد داد) ولی هنگامی که در سال هفتم وفاداری خود را ثابت کرد به مظلومیت تمام خواهد مرد.آری ... اسنیپ همیشه از محبت محروم بود. ولی از وفاداری دریغ نکرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 22:10  توسط فراز  | 

روزنامه پیام امروز (شماره ۱) آمد

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 17:46  توسط فراز  | 

نويسنده كتابهاي « هري پاتر » محصولاتش را از طريق اينترنت به فروش مي رساند

براي مبارزه كردن با نقض قانون كپي رايت دانلود رمان هاي « هري پاتر » از طريق اينترنت امكان پذير است.به نقل از سایت بی نقاب « جي . كي . رولينگ » نويسنده سري كتابهاي پرفروش « هري پاتر » به منظور مبارزه با ناقضان قانون كپي رايت تصميم گرفته است كه از اين پس كتاب هايش را در ازاي مبلغي وجه نقد از طريق سايت هاي مشهور اينترنتي در اختيار علاقمندان قرار دهد.به نقل از پايگاه اطلاع رساني بي.بي.سي ، هر شش رمان « هري پاتر » از جمله آخرين رمان از اين سري با نام « هري پاتر و شاهزاده دورگه » كه چندي پيش در بسياري از كشورهاي مختلف جهان منتشر شد، از اين پس از طريق سايت اينترنتي Itunes در آمريكا به فروش مي رسد.زماني كه عده اي از علاقمندان رمان هاي هري پاتر از وجود نسخه هاي دروغين اين كتاب ها روي شبكه هاي اينترنتي خبردادند، « رولينگ » خالق اين آثار اجراي چنن پروژه اي را تاييد كرد. اين نويسنده 40 ساله و موفق انگليسي گفت: جداي از اين حقيقت كه نسخه هاي فروخته شده كاملا غير قانوني هستند، بايد بگويم، كه آنها حاوي مطالبي هستندكه كوچكترين شباهتي به آنچه كه من تاكنون نوشته ام ندارد. او همچنين در پيامي كه اخيرا روي سايت خود منتشر كرده به اين مطالب اشاره كرده كه به شدت نگران سرقت هاي ادبي است، كه در ارتباط با كتاب هايش وجود دارد. به گفته رولينگ هدف اصلي او از اتخاذ چنين تصميمي مبارزه با رشد روزافزون انتشار نسخه هاي غيرقانوني رمان هايش بالاخص نسخه هاي ديجيتالي آن بوده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 شهریور1384ساعت 13:28  توسط فراز  | 

عکس هایی از بازی هری پاتر و جام آتش

اولی  ***  دومی  ***  سومی
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 شهریور1384ساعت 16:9  توسط فراز  | 

بیوگرافی

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 شهریور1384ساعت 12:54  توسط فراز  | 

چادلی کنونز 210 (انگلستان) * 450 هارپی هالی هد (ولز)

بله! و یک بازی شورانگیز دیگه!دو تیم هارپی هالی هد و چادلی کنونز دومین مسابقه از لیگ سه جانبه رو شروع کردن!این مسابقه با نتیجه ی ۴۵۰ بر ۲۱۰ به پایان رسید.البته تیم چادلی کنونز که زمانی بازیکنان زبردستی همچون لودویک بگمن رو به خودش دیده در بازی حقش باخت نبود.در حالی که جستجوگر تیم چادلی کنونز گوی زرین رو گرفت ولی این کارش در برابر شاهکار مهاجمان تیم هارپی هالی هد هیچ بود.

بخش ورزشی٬روزنامه پیام امروز

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 شهریور1384ساعت 0:25  توسط فراز  | 

تیزر دوبله شده ی فیلم جام آتش

بچه ها دوستان خوبمون تو سایت هاگوارتز تیزر با کیفیتی از فیلم هری پاتر رو به فارسی دوبله کردند با فرمت مدیا پلیر که میتونید از لینک زیر دانلود کنید و لذت ببرید:

توجه:فایل بصورت زیپ شده هستش.ابتدا اونو از حالت فشرده در بیارین و بعد تماشا کنید.

دانلود تیزر

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 16:32  توسط فراز  | 

ليست حيوانات دست آموز در سری کتاب های هري پاتر

ارنولد : يك كوتوله پف كرده متعلق به جيني ويسلي

بينكي : يك خوگوش متعلق به لاوندر براون

كروك اسنيك : يك نوع گره عجيب متعلق به هرميون گرينجر

ارول : يك جغد متعلق به خوانواده ويسلي

فانگ : يك سگ متعلق به هاگريد

فاوكس : يك ققنوس متعلق به دامبلدور

فلوني : يك سگ سه سر متعلق به هاگريد

هدويگ : يك جغد متعلق به هري پاتر

هرمس : يك جغد متعلق به پرسي ويسلي

گربه بي نام متعلق به ميليسنت بالسترود

خانم نوريس : يك گربه متعلق به ارگوس فيلچ

ناگيني : يك مار متعلق به ولدمورت

نوربرت : يك اژدها متعلق به هاگريد

پيگويد گون : يك جغد متعلق به ارتور ويسلي

ريپر : يك سگ بولداگ متعلق به مارگي . عمه هري پاتر

اسكاربرز : يك موش متعلق به پرسي ويسلي كه بعدا به رون ويسلي مي رسه

تروور : يك وزق متعلق به نويل لانگ بوتوم

منبع: سایت هاگوارتز

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 16:28  توسط فراز  | 

فروش جلد های هری پاتر

فروش ۲۷۰ ميليون جلد از پنج کتاب اول در جهان
فروش ۱۰۳ ميليون جلد از پنج کتاب اول در آمريکا
ترجمه پنج کتاب اول به ۶۲ زبان در ۲۰۰ کشور
پنج هزار پارتی برای جلد ششم در آمريکا
سيصد سفارش در دقيقه در فروشگاه تسکو
فروش تصادفی ۱۴ نسخه کتاب ششم در کانادا
جادو شده توسط آتوسا
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 13:48  توسط فراز  | 

مصاحبه با خانم رولینگ

آتوسا: داستانهای هری پاتر از همان شش سال پيش که نخستين بخش آن در قالب کتابی با عنوان "هری پاتر و سنگ جادو" به بازار آمد، با استقبال ناگهانی و گسترده عمومی مواجه شد فروش هری پاتر و شاهزاده نیمه اصیل، ششمين کتاب از مجموعه داستان های هری پاتر در سراسر جهان آغاز شده است. خانم جی کی رولينگ، نويسنده رشته داستان های هری پاتر، در يک مراسم ويژه در قلعه تاريخی شهر ادينبورگ در اسکاتلند بخش هايی از کتاب تازه اش را برای تعدادی از علاقه مندانش خواند. تعدادی کودک از سراسر جهان به اين مراسم دعوت شده بودند و بسياری از آنها لباس های عجيب و غريب به تن داشتند. خانم رولينگ هنگام ورود به قلعه ادينبورگ گفت:" من درباره اثر تازه ام خيلی هيجان زده هستم." وی افزود:" در اين کتاب به سوالات زيادی پاسخ داده شده." در آغاز مراسم، نويسنده تازه ترين کتاب پاتر از يک ديوار مخفی که دود آن را فراگرفته بود، در ميان جمعيت حاضر شد و شروع به خواندن کتابش کرد. فروش هری پاتر و شاهزاده نيمه اصيل از اولين دقيقه بامداد شنبه، شانزدهم ژوئيه، آغاز شد و هزاران تن از طرفداران هری پاتر برای خريد آن در مقابل کتابفروشی های مناطق مختلف جهان صف بسته بودند. ناشران کتاب جديد خانم رولينگ انتظار دارند اين کتاب 600 صفحه ای در 24 ساعت اول حدود 10 ميليون نسخه فروش داشته باشد. هری پاتر و شاهزاده نيمه اصيل در 15 کشور از جمله بريتانيا، آمريکا، برزيل و فيليپين در معرض فروش قرار گرفته است. به گفته خبرنگار بی بی سی در امور هنری، برآورد شده که کتاب های هری پاتر سومين کتاب پرفروش در طول تاريخ باشد هرچند پاپ اين کتاب ها را به خاطر درونمايه جادوگری آن، فاسد کننده خوانده است. هفت داستان هری پاتر، که تاکنون شش تای آن به رشته تحرير درآمده، در باره کودکان جادوگری است که به مدرسه جادوگری هاگوارتس می روند. خانم رولينگ نگارش کتاب های هری پاتر را شش سال قبل آغاز گرد. پنج هری پاتر قبلی عبارتند از : هری پاتر و سنگ جادو، هری پاتر و تالار اسرار، هری پاتر و زندانی آزکابان، هری پاتر و جام آتش و هری پاتر و محفل ققنوس. داستان هری پاتر داستانهای هری پاتر از کتاب هری پاتر و سنگ جادو آغاز می شود که اين پسربچه يتيم نزد خويشاوندان بداخلاقش زندگی می کند و پناهگاهش گنجه زيرپله خانه است. اما دريافت نامه ای که هری پاتر را به تحصيل در مدرسه جادوگری دعوت می کند، زندگی او را عوض می کند و آنجاست که می فهمد پدر و مادرش که همواره می پنداشته است در حادثه رانندگی جان باخته اند، در واقع قربانيان جادوگری بدجنس به نام لرد ولدمورت بوده اند. لرد ولدمورت در پايان داستان از هری پاتر شکست می خورد و از دست يافتن به سنگی که مايه بقای قدرت اوست بازمی ماند. در هری پاتر و تالار اسرار که دومين اثر خانم رولينگ است، هری پاتر به راز ورود به تالار اسرار پی می برد و در آنجا با دست يافتن به دفترچه خاطرات يکی از شاگردان پيشين مدرسه جادوگری در می يابد که اين دفترچه در واقع به لرد ولدمورت تعلق دارد. اين پار پرنده ای افسانه ای به نام ققنوس دامبلدور، هری پاتر را از خطر نجات می دهد و هری پاتر نيز با از ميان بردن دفترچه خاطرات لرد ولدمورت بار ديگر او را شکست می دهد. در کتاب سوم که هری پاتر و زندانی آزکابان نام دارد، هری پاتر در می يابد که مادرش ليلی جان خود را فدای او کرده و به اين ترتيب طلسمی محافظ برای او ايجاد کرده است که لرد ولدمورت نمی تواند آن را بشکند. هری پاتر و جام آتش، چهارمين داستان از سری ماجراهای هری پاتر، حکايت رهايی قربانيان پيشين لرد ولدرموت، از جمله پدر و مادر هری پاتر از بند اوست که به کمک فرزند جادوگرشان می آيند تا دشمن ديرينه شان را شکست دهد. هری پاتر و محفل ققنوس حکايت اين است که چگونه قهرمان داستانهای او به محفل ققنوس راه می يابد که حلقه ای از جادوگران است.
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 13:36  توسط فراز  | 

لحظه شماری برای کتاب 6 در ورامین

آتوسا: این هم یک مصاحبه با کسانی که در ورامین لحظه شماری برای جلد ۶ هری پاتر می کردند:

مصاحبه با حسین ترکمن ۱۵ ساله از ورامین

نویسنده هری پاتر

من برای خریدن کتاب ششم هری پاتر روز شماری کردم. باورم نمی شد که همزمان (16 ژوئیه) این کتاب تو تهران فروخته بشه. اون روز که شد از ورامین رفتم تهران و با کمال ناباوری کتاب جدید رو دیدم . 33 هزار تومن خریدمش. از لحظه ای که خريدم تا یکشنبه شب کتاب رو تموم کردم! ( کتاب بیشتر از 600 برگه) چیزی که قصه های هری پاتر رو برای من جذاب می کنه یکی نوجوون بودن این شخصیته که مثل خودم می مونه و دوم شیوه داستان نویسیه، اتفاقات خیلی واقعی جلوه می کنه و مثل افسانه های کودکان لزوما با خوبی و خوشی تموم نمی شه. قهرمان داستان گاهی اشتباه می کنه، ضرر می بینه و گاهی هم برنده می شه. بی صبرانه منتظر کتاب هفتم هستم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 13:27  توسط فراز  | 

شمارش معکوس برای فیلم 4

۶۷ روز دیگر فیلم هری پاتر و جام اتش به بازار می اید

 این ۴مطلب اخری توسط اتوسا گذاشته شده بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 12:56  توسط فراز  | 

اشکالات کتاب ها

اشکالات کتاب ۱:

تولد هری در ۳۱ جولای هست و با توجه به این و سال تولد هری می دونیم که هری در ۳۱جولای ۱۹۹۱ یازده ساله شده است و هری در کتاب می گه که این روز سه شنبه بوده در حالیکه ۳۱ جولای ۱۹۹۱ برابر با روز  شنبه است.اگر کتاب کوئیدیچ در گذر زمان رو خونده باشید می بینید که نوشته شده که کتاب در سال ۱۹۹۴ نوشته شده در حالیکه در کتاب ۱ می خونید که هری کتاب رو از کتابخونه قرض گرفته و این سال مصادف با ۱۹۹۱ هست یعنی هری ۳ سال قبل از نوشته شدن کتاب رو خونده است.خاله پتونیا می گفت که مادر هری لیلی تو خونه لیوان ها رو به موش تبدیل میکرده در حالیکه این خلاف مقررات دنیای جادوگری هست.

اشکالات کتاب ۲:

تام ریدل در حفره اسرار به هری گفت که شبیه به هری است چون هر دوی آنها مشنگ زاده هستند در حالیکه هری مشنگ زاده نیست و هم پدر هری و هم مادر هری جادوگر هستند.

در کتاب یک نیک تقریبا بدون سر به هری می گه که تقریبا ۴۰۰ سال است که چیزی نخورده ولی در کتاب دوم هری رو به مهمونی ۵۰۰ سال مرگش دعوت می کنه

اشکالات کتاب ۳:

در فصل ۱۹ کتاب بیان می شه که که ولدمورت ۱۵ سال است که مخفی شده در حالیکه تا آن زمان فقط ۱۲ سال از نابودی قدرت ولدمورت گذشته است.

وقتی هری سوار اتوبوس جادوگران می شه استن بهش می گه که باید ۱۱ سیکل برای سفر بده و سیکل نقره هست در حالیکه هنگام پیاده شدن کتای می گه که هری مقداری طلا به استن می ده. هرچند این اشکال در نسخه استرالیا درست شده است.

هری و دوستاش در قطار لوپین رو از کیفش می شناسن که نوشته شده پرفسور لوپین ... لوپین که از قبل پرفسور نبوده چرا روی کیف قدیمیش نوشته پرفسور؟

اشکالات کتاب ۴:

صفحه ۲۶۴ کتاب انگلیسی هاگرید می گه فکر نمی کردم که یک بار دیگه مسابقه سه جادوگرو ببینم در حالیکه دامبلدور گفته که یک قرن است که این مسابقه انجامه نشده و این با سن هاگرید و زمان اخاج اون جور در نمی آد!!

سیریوس به هری اینا می گه شما سه تا و دامبلدور تنها افرادی هستین که می دونین من جانورنما هستم در حالیکه پیتر گرو(ورم تیل) و لوپین هم خبر داشته اند!!

اشکالات کتاب ۵:

دانش آموز سال دوم دنیس کریوی برای جلسات ارتش دامبلدور به هاگزمید میاد در حالیکه فقط دانش آمزان سال سوم و بالاتر می تونن به هاگزمید بروند.

در کتاب گفته شده که تسترال ها (اسبهایی که دانش آموزان را از قطار می بره به مدرسه) تا وقتی کسی مرگ رو نبینه دیده نمی شن ولی هری مرگ مادر خودش رو دیده بود چرا تا حالا نمی تونست تسترال ها رو ببینه و با مرگ سدریک این اتفاق افتاد؟

در کتاب یک هاگرید به هری گفت که پدر و مادرش سرپرست مرد و زن بودند در حالیکه در کتاب ۵ هری می شنوه که پدرش هیچوقت حتی مبصر هم نشد!

با تشکر از هرمیون عزیز...

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 12:23  توسط فراز  | 

ریتا اسکیتر

به گزارش خبرنگار ما ریتا اسکیتر در واحد  خبری  ساحره  یکی از مامورین وزارت  سحر و جادو آمریکا که نخواستند نامشان فاش شود  در صحبت ها خود به طوفان کاترینا اشاره کردندو فرمودند:هنوز مشخص نیست ولی  حدس میزنیم این کار زیر نظر اسمشو نبر است. طبق این حرف وحشتی عمومی جادوگران آمریکا را در بر گرفته است. سه تن از جادوگران پر که دو  روز بعد از حادثه در خیابان بودند در روی محل حادثه  دیده علامت شوم را دیده اند در  حالی که ماگل ها ان را  فشفشه ای زیبا دانسته اند.در حالی که وزارت عمومی  اتحادیه اروپا و بخصوص وزارت جادو انگلیس و فرانسه  می گویند اسمشو نبر در انگلستان بسر میبرد و هنوز به دنبال پیدا کردن جاودانه ساز هاست و در ضمن وزارت انگلستان تازه به وجود جاودانه ساز ها پی برده است.وزارت جاو و جادوگری روسیه با نام hydr  اعتقاد دارد که در حالی که اسمشو نبر در انگلیس به سر میبرد  مرگخواران و  دیوانه ساز ها در سراسر  دنیا پخش شده اند. مشاهده طوفان کاترینا در آمریکا مرگ بی دلیل 4 نفر در سنگال و آتش گرفتن بی دلیل و ناگهانی خودرو ها در ایران این مقوله را   نوید میدهد.وزارت سحر و جادو  ایران و سفارت جادو هند در ایران پس از آتش گرفتن پژو 206 در جاده که هنوز هم علت مکانیکی آن مشخص نیست به این فرظیه مطمئن شده اند.جالب است بدانید این خودرو مطعلق به جادوگر به ده است.

منبع: پیام امروز شماره 3243  12 شهریور 1384=9/2005

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 12:20  توسط فراز  | 

اگه کتاب 6 را نخوانده اید این مطلب را نخوانید(ر.ا.ب)

سايت Lexicon ، فرهنگ لغات هري پاتري اطلاعاتي را در اختيار دارد كه نشان ميدهد هويت شخص نامعلومي كه در آخر كتاب هري پاتر و شاهزاده دورگه وجود دارد چه كسي هست
طبق اين اطلاعات ريگولاس آركتوروس بلاك برادر سيرويوس بلاك ميتواند شخص مورد نظر باشد
در گزارش سايت
Lexicon امده است :
ريگولاس آركتوروس بلاك
متن نوشته شده در نامه آخر كتاب :
خطاب به لرد سياه
من مي دانم قبل از اين كه تو اين نامه را بخواني ، من خواهم مرد .
اما ميخواهم بداني اين من بودم كه راز تو را كشف كردم . اين من بودم كه جاودانه ساز واقعي را دزديده ام و حالا قصد دارم به محض اين كه بتوانم آن جاودانه ساز را نابود كنم .
من با اين اميد به استقبال مرگ خواهم رفت كه وقتي تو با همتايت مواجه شدي يكبار ديگر فاني شده باشي .
امضا : ر . الف . ب

اين امضا ميتواند مشخص كند كه احتمال اينكه ر= ريگولاس ، الف = آركتوروس و ب = بلاك باشد بسيار زياد است.بد نيست كه بدانيم ريگولاس اركتوروس بلاك در سال 1961 به دنيا آمده و در سال 1980 مرده است . او برادركوچكتر سيرويوس بلاك بود . ريگولاس سخت مورد ستايش و لطف والدينش قرار داشت زيرا او ادعاي خون خالص بودن ميكرد و پس از تمام شدن دوره مدرسه اش در هاگوارتز او به جمع گروه مرگ خواران پيوست و براي لرد سياه خدمت كرد.در ادامه اين گزارش امده است :
اين احتمال وجود دارد كه شخص نام برده شده همين ريگولاس باشد . ما تا به حال اسم وسط اين شخصيت رو نميدانستيم اما يك منبع آگاه در روز 28 آگوست 2005 اسم وسط اين شخص رو آشكار كرد.

منبع: سایت جادوگران

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 شهریور1384ساعت 12:16  توسط فراز  | 

هکری به نام ولدمورت!

بچه ها چند وقت پیش یه پست داشتم در مورد هکری به نام مهریار با نام مستعار ولدمورت که وبلاگهایی که ترجمه کتاب ۶ رو گذاشتن هک میکرد! نمونش ۲ تا وبلاگ پایینیه...بعضی از دوستان ایمیل یا نشونی ای از این دوست هکرمون میخواستن که من هم میذارم البته با چند روز تاخیر:

وبلاگهای هک شده توسط ایشون:

وبلاگ خانوم قاسمی
وبلاگ مرتضی نیامت


و اینهم ایمیل آقای مهریار عزیز که به دنیای هری پاتر خدمت می کنند! eblis.empire@gmail.com

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1384ساعت 23:14  توسط فراز  | 

ناهید منتشر کرد

انتشارات ناهيد با ترجمه ي پرتو اشراق منتشر كرد.((هری پاتر و شاهزاده رو رگه))
قيمت جلد اول 3200 تومان.
+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1384ساعت 20:49  توسط فراز  | 

عکس

عکسی از بازیگران فیلم  ***  عکسی از چو  ***  عکسی از هری  ***  عکسی از پروفسور مک گونگال  ***  هری  ***  رون  ***  هرمیون  ***  سه دوست  ***  سه دوست و مودی  ***  سه دوست و سه قهرمان  ***    هری در حال گریم  ***  عکسایی از تبلیغات خیابانیه هری پاتر: عکس ۱  ***  عکس ۲  ***  عکسی دیگری از چوچانگ  ***  صفحه هاتی از مجله ی دنیای تصویر: معنای اسامی  ***  معنای اسامی و ورد ها  ***  بیوگرافی رون 1   ***  بیوگرافی رون 2  ***  اشکالات فیلم ها و داستانهای هری پاتر

با تشکر فراوان از دوست خوبم هرمیون ...

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1384ساعت 20:48  توسط فراز  | 

عکس

+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1384ساعت 17:53  توسط فراز  | 

يک حقيقت خوشحال کننده

کسانی که دلشون برای اون خدا بيامورز (دامبلدور) تنگ ميشه ديگه نگران نباشند؛اين مطلبو بخونند تا آبی باشه روی آتيش دلشون.البته بازم توصيه ميشه کسانی که کتابو نخوندن اين مطلبم نخونن...

عکس دامبلدور هنوز در اتاقش هست که الان متعلق به پروقسور مک گونگال هستش.و من مطمئنم که در کتاب بعدی حتما مکالمه ای بین هری و دامبلدور از طریق این عکس صورت میگیره.و راز اسنیپ که بالاخره طرف هری ایناست یا ولدمورت از طریق این مکالمه فاش میشه.اگه اسنیپ دامبلدور رو نمیکشت بقیه ی مرگخوارها این کارو میکردن.

روش فکر کنید و جغداتون رو برام بفرستید...

+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1384ساعت 17:32  توسط فراز  | 

سوتی های کتاب 6

يک اشتباه لپی ديگه هم هست.در قسمتی از کتاب J.K.R بجای Ron مينويسه Rupert .نگاه کنيد:

"I have had it all tested for poison," he assured Harry, pouring most of the first bottle into one of Hagrid's bucket-sized mugs and handing it to Hagrid. "Had a house-elf taste every bottle after what ".happened to your poor friend Rupert

+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1384ساعت 17:25  توسط فراز  | 

مرگ هری پاتر!

امروز میخوام ۳ تا نظریه رو در مورد هری و ولدمورت بررسی کنم.

اولیش اینه که با كمك دوستانش ولدمورت را بكشه، كه البته به نظر من بدون كمك دوستانش اصلا نمي تونه لرد سياه را از بين ببره، همونطور كه در دفعه قبل هم توضيح دادم اصلا دوستان هري پاتر يكي از امتيازهاي هري نسبت به ولدمورت هستند،

دومی اينه که هست كه از طريق دشمنانش بهش كمك مي رسه، مثلا دراكو، يا اسنيپ، يا دم باريك بخصوص كه به هري مديون هم هست، كه البته اگر اين اتفاق بيفته داستان بينهايت زيبا و حتي ممكنه دراما بشه!

و اما سومی ، يكي از قشنگترين نظریه هایی كه گفته شده بود، اينه كه اصلا هري كشنده ولدمورت نبوده بلكه نويل بوده!!!! و در آخر داستان ولدمورت هري را مي كشه و نويل كار ولدمورت را تموم مي كنه!

هيجان انگيز ميشه نه!! اين همه مدت داستان هري پاتر را خونديم يكدفعه بگن همش كشك!

هرحال اين تئوري هم هست كه ممكنه اتفاق بيفته بخصوص كه خانم رولینگ تا حالا ثابت كرده در اين جور مواقع عقل درست حسابي نداره، پس خودتون را آماده كنين كه اگر اين اتفاق افتاد٬ بلايي سر خودتون يا ایشون نيارين

+ نوشته شده در  جمعه 18 شهریور1384ساعت 17:11  توسط فراز  | 

مطالب قدیمی‌تر